ناسزای اکبر

کشور ما پر از ناصالح ونفهم

ممکنه منم مصداق آن باشم .

تیتر زده حق معیشت باز نشستگان به ۲۲۰۰ افزایش یافت .با کلی تماس با رساته وپیام دادن نتونستم به این گوساله ها بفهمانم. حق معیشت کارگران از ۱۴۰۰ به ۲۲۰۰ افزایش خواهد بافت در سال جدید. این مبلغ برای بازنشستگان تامین اجتماعی مبلغ ۴۰۰ هزار تومانه

پس ای رسانه های گوساله تیتر های جذاب کاذب منتشر نکنید

ملت جالبی داریم

تل راهنما میزنیم برای مقابله سرعتشون رو زیاد میکنند .

وارد تونل میشن یا عشق سبقتشون میگیره یا راهها رو روشن نمی کنند

موقع وارد شدن به کمانی وعبور کلی تعارف واحترام در خیابان واتوبان وجای پارک وصف نذری وصف سبزی و ..کلا همدیگه رو هل میدن

در هنگام سخنوری وافاضه فیض متکلم الواحدین هستند در مقام عمل. کلا ترک کل اعمالم.

باتری میزان وترازوی عدالت تا پشت دروازه های منافع شارژ داره بعدش کلا ترازو خاموش میشه

مرگ برای همسایه خوبه. مرغ همسایه همیشه بوقلمون وغاز

کلی از عزت وانسانیت صحبت میکنه اما ده ساله با خواهرش برادرش و..قهره

تو محل کارش بهش میگن دکتر اما. خانواده اش اصلا نمیدونن کجا زندگی میکنه

مو قع نقسیم ارث آدرس پستی در سامانه ثنا رو آدرس بقالی نبش میدون داده همه بر که های داد سرا برگشت میخوره

میگه کاسبی نیست. نفر اول صف خودرو ویکه است

دائم میناله چرا نظافت ساختمان خوب نیست اما حاضر نیست جلوی واحد مسکونیشو آب وجارو کنه

از خدا میگه در دست راستش علم حسینی داره در دست چپش چرتکه نوسان گیری بازار بورس،وطلا وسکه وارز

کلا اینکه ژن ما ایرانیا بخصوص چه جوریه. فکر کنم خدا هم مونده. چی بگه

به قول آن شنیده گر انسانیت وادمیت ومسلمانی ودین باوری و نوعدوستی. این است که همه ملت ایران دارند. پس وای اگر از پس مرگ بود فرد ایی.

البته از ادب وآداب وفرهنگ ایرانی وملغمه فرهنگ عربی. شدیم. اش شلهزردمقلمکاررشته

جالب تر اینجاست که بزرگان ادب وهنر وسخنوران وفصاحت پیشگان عرصه خطابه خوانی آنچنان با الفاظ وکلمات بازی می‌کنند که ملائکه مونده اند الفبای این افاضات با ز است با ط.

الفبای فرهنک حاکم بر کشور ما شده عرفارراشنچینگلیشفرامریک واین شده دستاورد. نظام ما .

خدایا حالا یمن رو دریاب

لابد داستان آن راننده ناشی رو شنیدید که آموزشیار او مرتب میگفت یا ابالفضل. حالا نوبت یمن شده .. غزه حماقت کرد گفتیم یا ابالفضل

لبنان دیوانگی کرد بازهم گفتیم یا ابالفضل

سوریه هم همینطور. ..حالا نوبت بمن شده بعد هم احتمالا نوبت ایران.

خدایا به نظر میاد از ابالفضل کاری بر نمیاد. خودت به داد مردم یمن برس .. ما هم که بابد کیفر ناسپاسی وگناه خودخواهی هلی خودمون رو تجمل کنیم .

حالا اگر جهالت حاکمان ومردم یمن وغزه ولبنان وعراق وسوریه دلیل این تباهی ها ویرانی هاست. خودت ملت ما رو پیش از رسیدن به‌موقف ومیعاد گاه کیفر اعمال خویش دریاب که سختی تاوان اعمال واندیشه حاکم بر کشور وملت ما هزار مرتبه سخت تر از جمیع این ملت هاست .

دیر نباشد که خواهیم چشید طعم تلخ اندیشه واعمال ناصواب خویش را .

اینستا موهبتی در دست نااهلان

تکنولوژی وعلوم وفنون همه برای سعادت انسانها هستند اما همین رشد وپیشرفت تکنولوژی وهوش مصنوعی ودانش وفناوری و ورسانه های مجازی از جمله اینستا در دست نااهلان مصداق زهر است با طعم عسل .

وارد اینستا که پیشی آنچنان انسانهای ...چی بگم از آن سو استفاده می‌کنند که آدم میمونه چگونه نقد کنه چگونه تفسیر کنه .چگونه مواجه بشه .

از ابتذال گرفته تا افعال واعمال ورفتارهای تصنعی وساختگی از مشاوره های بی ارزش تا رهنمود های خانمان بر انداز. از اطلاع رسانی کذب تا ...

البته تبلیغات منطقی جذاب وسناریو هاز فانتزی قابل تحسین ویا اطلاع رسانی های سیاسی واجتماعی وخبری. اما تصاویری که فر هنگ جواپع رو دچار غلو ویا انحراف میکنه از هر نوعش چه دینی وسنتی و چه انحرافات غیر دینی مدرن. مصداق موهبت های الهی وبشری در دست نااهلان است

پیشواز تورم ۱۴۰۴!

کافیه دو دقیقه فکر کنی ویا کمی به علم اقتصاد آگاه باشی ویا کارفرما باشی وتولید کنننده ویا حتی مصرف کننده ای که قابلیت انتقال فشار ناشی از تورم به دیگران رو نداشته باشی آنوقت بسادگی در می یابی که افزایش ۴۵ درصدی حقوق کارگران با تمامی نواقص وکاستی ها و مشکلات این طیف از جامعه بی تردید شتابان رفتن به پیشواز تورم ۵۰ درصدی در سال آینده است .در این رهگذر همه کالاها با افزایش قیمت های مکرر کوچک ویا مقطعی بزرگ مواجه خواهند شد طلا ودلار وسکه که خودشون . لژیونر وپیشقراولان بار تورمی در سال ۱۴۰۴ خواهند بود . این فشارها خارج از آثار ناشی از تحریم ویا جنگ احتمالی است .که تن خود حدیث دیگری است. . سخت ترین بخش آن تحرکی است که دیر. یا زود دربازار مسکن اتفاق خواهد افتاد وعقب ماندگی سه ساله خود را با جهشی برق آسا تسلت له سازر بازار ها جبران خواهد نمو

پسشاپیش تورم ۵۰ درصدی را به خودم خانواده ودوستان وآشنایان جانانه تسلیت می گم. باقی سلامتی شما در تقابل با این بلای بی پایان .

سال نو.....!؟

دزدی شاخ ودم نداره!

اساسا در دنیای ما دزدی اتقدر متنوع شده که علی بابا وچهل دزر بغداد در مقابل ایشان از قداست خاصی برخوردار هستند .

از پولشویی واختلاس وجهان عدالت و مسکن مهر گرفته تا چای دبش و هک حسابها و استفاده از هوش مصنوعی.. یکی از قانونمندترین این دزدی ها. برداشت از حساب باز نشستگان است .

.یه شرکت خواربار بازنشستگان رو فریز میکنه واز محل آن سالانه چند خوار میلیارد روانه جیب ...

صندوق باز نشستگی کشوری به استناد مصوبه مجلس. از تمامی بازنشستگان مبالغی رو به عنوان بیمه پایه برداشت میکنه. تا ایجا مشکلی نیست اما در شرایطی که یه باز نشسته صندوق در تمامی دوران اشتغال وپس از آن در طول مدت بازنشستگی انصراف خودش دو از بهره‌مندی از خدمات بیمه درمانی صندوق اعلام میکنه خب برداشت ماهیانه به استناد قانون ومصوبه مجلس مصداق دزدی اشاره..مثلا در کیس مورد نظر این جریده ماهانه بالغ بر ۲۹۸۷۰۰ تومان ماهانه از حساب برداشت میشه بدون ریال خدمات . که سالانه مبلغی حدود ۳۵۰۰۰۰۰ تومان میشه .. عیدی امسال ۳ میلیون وبن نقدی ۵۰۰ تومان بود.

خب عملا دزدی به شیوه قانونی واسلامی .. این تراوش عقل نمایندگان ملت !!!؟؟است .راهکار منطقی اعلام نیاز به خدمات صندوق از سوی بازنشستگان وکسر مبلغ ودر صورت اعلام عدم نیاز عدم برداشت ویا سرقت از حساب باز نشستگان

سباست کثیفه,!سیاست مداران کثیف تر!

عزیزی میگفت نوجوان که بودم می‌شنیدم که بزرگتر ها میگن سیاست کثیفه ! خب درک وشناخت ومعرفت به این تمثیل نیازمند تجربه وگذر عمر بود الان این آخرای عمر رسیدم به تکمله این ضرب المثل که سیاست کثیفه وسیاستمداران کثیفه تر .

شاید دلیل اساسی وبنیادین اینکه هیچ اولیا و پیامبر وسالکی دایه حکومت وسیاست مداری در اندیشه و عمل نداشته به خاطر خباثت وکثافت نهفته در بطن سياست دارد.

سیاست را چه علم بدانیم چه فلسفه چه هنروچه برآیند تقابل تمامی قوای فکری وتجربیات ومکتسبات فردی واجتماعی انسانها فقط تبعات و نتیجه آنهاست که مبین سیاهی وتباهی برای احادی از انسانها وطببعت وهستی ومنافعی پایدار بر سیاسیون است واین دستاورد خود بهترین پرده نمایشی از ماهیت وذات آن است .

در. تاریخ خون خواران زیادی بوده تند که روسیاه تاریخ شده اند در مقابل سیاستمداران بسیاری نیز بوده اند که علیرغم خباثت ذاتی خود هرگز به این درجه از تنفر وانزجار نائل نبامده اند . د. دنیای کنون ما سیاستمداران آنچنان طاووس مابانه خود را رنگارنگ ومزین به الوان زیبا میارایند که شناخت سیرت انها بسادگی میسر نیست .

در راهبرد های خویش گاه از یمین وگاه از یسار جلوه گر می‌شوند. گاه راسگرای افراطی هستند وگاه چپ گرای سینه چاک ودر جایگاه هایی که اقتضا نماید. برقه ونقاب السابقون السابقون بر چهره زده وندای سراط المستقیم سر می‌دهند. واز آن هم درد ناک تر آن است که این طیف اندیشه خویش را همانند رنگین کمان به هزاران رنگ مشتقه در دیدگان وانظار انسانها چنان به نمایش می‌گذارند که تفکیک وتشخیص وتمیز دادن ظرافتهای خباثت نهفته در راهبردهای سیاسی ایشان بسادگی میسر نیست .

مردم پاک دل وانسان صفت نیز که به فکر زندگی ومعاش خویش هستند بسادگی در میان هیاهوی این سیرک های رنگارنگ گمراه شده وبه ایفای نقش‌های ترسیمی خویش بی محابا به بهترین شکل ممکن آنچنان که مرضی نظر ایشان است اقدام می نمایند. تاوان این کید ومکر سیاسان را احادی از جامعه می پردازند که یا مغضوب نظر هستند ویا گمراه وجاهل به خدعه ساسان.

برای سیاست مداران هیچ آیه وطریقت متقنی وجود نداشته وهر آیه هرچند از طرف خالق هستی باشد دارای کاربرد در گذر زمان بوده وپس از دوران بقای خویش جام فنا ونیستی را خواهد نوشید وجامه مرگ بر قامتش خواهند دوخت .

به یقین سیاست کثیف وسیاست مداران کثیف تر از انی هستند که به نمایش می‌گذارند هر چند لباس های شیک وتقدس بر تن کنند .

ودر این کویر تباهی تنها گوهری که برای سیاست مداران از کمترین درجه و ارزش برخوردار است جان انسانها عزت انسانها شرف انسانها آزادگی انسانها هویت انسانها ونهایتا جایگاه معنوی انسانها در پروسه تکاملی خلقت ویا جایگاه ممتاز آن از منظر ربوبی است

نقد  ستایش ۱ توسط باز نشستگان

در میز گرد های باز نشستگان گاهی نقد های پطرح میشه در خور تامل . سریال ستایش دارای داستان جالبی است اما از نگاه باز نشستگان در میز گرد پارک محله. کلا مورد انتقاد واقع شد

ستایش دختر خیره سری بود که سر برادر وشوهرش رو خورد واونها رو به کشتن داد .هم چنین دختر بی انصافی بود که یک پدر بزرگ ومادر بزگ وحتی عموی بجه ها رو از دیدن بچه هاش محروم کرد. فقط باز تشسته ها میتونن در این خصوص این محرومیت اظهار نظر کنند .

حسن آقا هم آدم خوب اما یه لا قبایی که بدلیل ضعف در ادراک وتحلیل تیر آخر رو زد ...قاسم وزنش هم بدلیل بی سوادیشون. کلی الطاف فردوس رو ندیده کوفتند ودو تا کفش وکتاب ستایش براشون شد بتهای لات وعژی .

در اون بخش که شناسنامه ها رو رو می‌کنند نشانه بی سامانی وعدم وجود نظارت و اطلاعات در سیستم نظارتی بر تولد و وفات انسانهاست . واز همه بدتر انها هم جاهلانه وبی انصاف مابانه عمل کردند .وتازه ریتم آهنگ هم چنان مشروعیت شرعی وقانونی به عمل خطا وگناه واشتباه اتها می بخشید که بعید میدونم بیننده بتونه راه وشرایط مستقیم رو از بیراهه تشخیص بده .

این مقدمه رو گفتم تا بگم. دنیای ما پر از تصمیمات حطا ومعصیت آلوده واشتباهی است که گریبان ملت وحاکمان رو گرفته وعوارض وتبعاتش. سیاه چاله تباهی رو پیش پای ملت گسترانیده است ..

ارزوی مرگ!؟

لابد میگین این بابا روانی شده وزده بسرش که میخواد آرزوی مرگ کنه .راستش روبخواهید یه جورایی هم آره هم نه. تازه دارم همرنگ جماعت میشم. این ارزوی مرگ ونیستی توسط جماعت مختص ایران تنها نیست همه جای دنیا آسمون همبن رنگ . ما مسلمان هستیم وادعا می کنیم پیامبر ما رحمه العالمین. ۴۷ ساله برای همه دنیا آرزوی مرگ می کنیم. .یادمون که نرفته

مرگ بر امر یکا مرگ بر اسرائیل مرگ بر روسیه مرک بر انگلیس مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر منافقین وصدام. ومرگ بر...!؟

راستس رو بخواهید آنقدر جاهلانه مرگ رو به این وان پیشکش کردیم که بعضی مواقع اشتباهی گفتیم مرگ بر ملائکه مرگ بر جبرئیل مرگ بر عزر اییل. حالا همه رو بی خیال این آخری اگه لج کنه وبگه خب حالتون رو میگیرم ونیاد ونخواد جون ما رو بگیره. دهن همه ما آسفالته. .

فکر کنیم مثلا ۱۰۰ سالمون بشه واین جناب تشریف نیاره. چه بلایی سرما میاد. خلاصه ریشه آرزوی مرگ کردن گر چه به خطا وغلط در ذات ما ایرانیا بخصوص نهادینه شده. آما باور کنید مرگ هم شیرینه وهم آرزوی آن دلچسب. مثلا تا حالا نشده برای خودتون آرزوی مرگ کنید ویا برای همسرتون..بخصوص همسرتون. اونموقع که وجود ش سالهاست روی متغزمون یورتمه میره ونه میتونید ازش جدا بشید بخاطر بچه ها ومشکلات مالی ونه اون میمیره واز اون هم بدتر آرزوی مرگ خودتون هم نکول میشه. کلا مثل چارپایان شریف میمونیم در گل .

خدایا به اندازه بزرگیت از الطاف کربمانه ات سپاسگزاریم وطلب بخشش می کنیم. اما به عزتت قسم مرگ رو برتی من لااقل انقدر،شیرین وگوارا ونزدیک قرار بده که وقت نکنیم یه بار دیگه آرزوی مرگ کنم

خدایا ممنون.

سریال بزنگاه!؟

عزیزی میگفت

از شبکه ای فیلم سریال بزنگاه ساعت ۷ شب پخش میشه! جالب اینکه شاید. شاید داستان واقعی طیف بسیاری از مردم باشه. .یعنی وقتی موقف توزیع ارث ومیراث پیش میاد همه جوهره وذات خودشون رو نشون میدن . بهش گفتم الحمد لله که پدر ما در قید حیات وهنوز این آزمون شامل ما نشده اما یعنی ما هم دچار این خفت ورفتار سخیف میشیم. خنده ای کرد وگفت انشاالله خدا به پدرتون عمر با عزت بده وارث ومیراث را بموقع بین شما به انصاف تقسیم کنه. اما اگر. خدای ناکرده ابن کار رو نکنه. معلوم نیست چه وقایع واتعاقاتی رخ میده. از دعوا گرفته تا قهر فامیلی ببن خواهر وبرادر ها

گفتم مگه شما تجربه تلخی در این زمینه داری. گفت متاسفانه بله. بعد تعریف کرد .

اون خدا ببامرز آدم خوبی بود اهل سخاوت بود. در طول عمرش به فرزندانش هم هر چقدر در توانش بود کمک کرد. .آما پس از مرگش دعوا شروع شد .

پسر بزرگه که آدم ناتوان وبی بضاعتی بود چشمش به این بود که یه چیزی گیرش بیاد یکی به نعل یکی به میخ حرف میزد .

پسر دومی آدم متمولی بود با اینکه به پدرش کاغذ داده بود که در حیات وممات پدرش هیچ چیز از ارث وماترک تقاضا نکنه آما زد زیر حرفشو وامضا خودش وهمسرش وشد یه پای طرف میراث خوررا.

پسر سوم سه دانگ خونه اول به نامش شده بود بعد اون خدا بیامرز اقاله کرده بود وحالا مدعی بود که این یه دانگ سهم اونه . وشروع کرد به اهانت که شماها گرگ ودزد وکفتار وشغال و..هستید

دختر بزرگ هم یه کاغذ داشت در خصوص یه خونه که اون خدابیامرز بهش داده بود اما اگر شهادت بچه ها نبود اون کاغذ ارزشی نداشت . شیطون رفت تو جلد بچه ها که بزنن زیر امضاشون اما یکی دو تا از بچه ها اخلاق بخرج دادند وخونه رو به صاحبش رسوندند..

حالا موند سه دانگ سهم اون پسر که ابطال شده بود وشده بود ماترک اون خدا بیامرز..

دعوا واختلاف از اینجا شروع شد . پسر اولی میگفت من سهم خودم رو میخوام دومی میگفت کلش رو باید به نصف قیمت به من بدید .پسر سومی میگفت اون سه دانگ به نام من بوده درسته ابطال شده ولی باید همه به من بدید . دختر اولی میگفت درسته من خونه گرفتم اما از این سه دانگ هم سهم میبرم ..موند دو تا دختر که یکیشون حاضر بود سهم داداشش روبده ویکی میگفت. چون بابام خونه رو بهش نداده منم سهم قانونی خودم رونمیدم . دعوا بالا گرفت. فحش وناسزا و قهر وجدایی . آخرش شکایت ودادگاه ومزایده خونه وتوزیع سهم هر کس توسط قانون. به قول خودشون انگشتی رو که قانون میبره خونی ازش نمیاد ..

الان همه شون با هم قهر هستند چهارسال هست .تا اونجا که پسر دوم دو تا دختر وپسرش رو روانه خونه بختشون کرد اما هیچ یک از خواهر وبرادر ها رو دعوت نکرد.

اینها تازه همه مسلمان بودند وروزه دار واهل ذکر ونماز .غیر از پسر اول ودختر اول که دیپلم وزیر دبپلم هستند .پسر دوم وسوم مدارک دکترا وارشد دارند. سمت‌های رده استادی وکارشناسی رو اشغال کردند .دختر دوم وسوم هم ادعاشون در حد خداست ومدارکشون کارشناسی.

جدایی از این مهم ثروتشونه که هیچ کدام هنگام تقسیم ارث اصلا نیازمند نبودند .هوای نفس ووسوسه شیطان. اونها رو از الطاف خداوند در صله رحم وارتباط خانوادگی محروم کرد ..مابقی هم با خدا.

...

براستی خدایا یعنی بعد هزار سال اگر پدر ما فوت کنه. یعنی ممکنه ما هم اینجور به همدیگه اهانت کنیم و ..واز همه بدتر در آزمون بندگی ودلکندن از دنیا رد بشیم .

پناه بر ذات سبحانت

سالهاست که با این غصه اشنایم

عزیزی میگفت در خانواده ما. یکی از اعضا همیشه مداخله میکنه همیشه مخالفت میکنه همیشه تاثیر گذاره وهمه حرف اول واخر رو او میگه. حالا پس از ۵۰ سال رسیدیم به اونجا که هر چی میگیم این گلیم‌پاره زندگی ما نتیجه بافته ها وتافته های تست. میگه من چکاره بیدم ..

بخدا بابد به روزی بپذیریم که هر آنچه در ابن دار مکافات بر سر خانواده ما اومده نتیجه اشتباهات سهوی خطاهای تعمدی لجبازی ها ودنیا پرستی ها ومشاوران گمراه ما ونهایتا بازیچه دست سییاسان شدن ما هستش .

هزار باب توبه وانابه هم گره گشا نیست خدایی که با یه اشک وروزه ماه رمضان هزاران تعدی به حقوق دیگران رو خواد ببخشه پا رو از دایره خدایی فراتر گذاشته باید توبه نصوح کنیم. به درب خانه هایی برویم که زندگیشان را تاریک وسیاه کردیم. رزق وروزیشان را تنگ و آنها را در وادی ذلت وخواری هدایت کردیم

آن ابر مردی که در میانه میدان ردا کنار زده وطلب قصاص بر جان خویشتن نماید دیگر پای بر کره خاکی نخواهد گذاشت. دیگران ادای او را در می‌آورند..

این نمایش وبازی. سالهاست رویه مدعیان عبودیت شده. .خدایا پناه بر تو

تمدن ایران

برای اظهار نظر در باب هر تمدن نیازمند سالها مطالعه بررسی تحقیق ونهایتا شناخت و..با لحاظ نمودن ورعایت انصاف اخلاق بی طرفی وعدم دبن زدگی وجانبداری هستیم .

هر تمدنی یقینا دارای نقاط ضعف وقدرت است .هیچ تمدنی کامل وبدون نقص نیست .

یکی از بزرگان وامرا کشور گفته در صدد تبیین تمدن ایران در پرتو اسلام هستیم ویا باید باشیم و.

تا آنجا که ما خواندیم ودریافتیم خداوند هر قوم وقبیله ونژادی که در آستانه فلاکت وسقوط بوده ویا در نهایت انحطاط وانحراف برای هدایت ات قوم یک پیامبر برایش فرستاده شده. حالا برای تمدن ایران باستان پیامبر فرستاده نشده یا شده نمیدونم زرتشت پیامبر خدا بوده یا نه نمیدونم ..

اما به این باور رسیدیم که حضرت محمد ص برای اعراب جاهل ومتوحش عربستان فرستاده شده. پس اولین جایگاه وهدف پیامبر اعراب عربستان از خطه ایران تا روم ومصر بوده است . پس تبیین تمدن ایران باستان ذیل لوای اسلام امری جاهلانه است .واین دو پیش از امتزاج وهجمه وغارت وتجاوز اعراب و. غیره هیچ سنخیتی وتجانسی با هم نداشته. کما اینکه در بسیاری از کتب آمده است که در پاسخ به دعوت ها واخبار رسیده از جهان عرب به تمدن ایرانی !؟بزرگان ایران زمین با تعجب می پرسیده اند مگر این اعمال وافعال را اعراب انجام می‌دهند مانند زنده بگور کردن و...

الا ایحال هم اینک. از شومی وسیاه روزی تاریخ ونکبت گریبانگیر شده بر تمدن ایران زمین وگسستگی تمامی قبایل ونژادهای ساکن در ایران باستان از حفظ نمدن خویش وجایگزین شدن فرهنگ اعراب جاهل در کشور ما. ... رسیده ایم به این دوره زمانی که نمی‌دانیم تمدن ایران باستان چیست وهجوم تمدن اعراب چیست..

اسلام اکر چه آخرین دین الهی باشد اما آنچنان دستاویزی است که ذیل آن پیروانش میتوانن دنیا وبشریت وسعادت هستی وخلقت را به تباهی وسیله دوزی مبدل نمایند. وجاهتی بی ریشه‌ و بی بدیل .

تبیین گرمی  قله از منظر خدا

من کوه نورد نیستم اساسا تا حالا هیچ قله کوهی رو هم فتح نکردم. قله های فتح شده در زندگیم فقط همون مدارک تحصیلی وخدماتی است که ذیل آن به خلق خدا کردم. امروز رفتم ۴ تا چیپس دلمزه گرفتم. باقیمت ۲۸۸ هزار تومان هر چیپس ۷۲ هزار تومان .البته آدم اگه چیس نخوره نمیپیره پیامبر هم نخورد در شیب آبی طالب هم چیپس نبود. ادمهای زیادی در راه خدا حتی جانشون رو داده اند .آما باور کنید یک گرم چیپس برابر با ۴۰۰۰ ریال. نشانه رسیدن به قله نیست. حالا بعد دیگر مسله درآمد های محدود طیفی از جامعه است که چیپس براشون به کالای لوکس تبدیل شده ویا درآینده خواهد شد .

جنگیدن با استکبار شاید وظیفه بندگان مخلص خدا باشه اما کلید داری این راهبرد وتحمیل آن به خلق خدا حتی از طرف پیامبر ونماینده خدا هم ظلم وستم به خلق خداست ..

با پس گردنی وتوسری زدن به خلق خدا وتحمیل آرزو ها وارمانها واندیشه های موروثی اموات. یقینا نه نتیجه ای حاصل خواهد شد ونه مرضی خداوند است .کشور ایران قریب ۵۰ ساله که اسیر هجمه اندیشه های اموات شده که شاید قدمت آن به چند صد سال برگرده . ومتاسفانه در طول تاریخ هر از گاهی احدی با تمسک به آن اندیشه ها والقا پذیرفتن از آنها تاریخ را دچار تزلزل دگرگونی تباهی مرگ قتل غارت تجاوز و ویرانی وحتی نسل کشی انداخته است .

متاسفانه از بد اقبالی ما ودور باطل حاکمیت آن اندیشه های ویرانگر گریبانگیر ما وکشور ما شده است. . واز آن بدتر موج سواری انسانهایی است که بر اریکه ابن امواج سوار شده وتا رسیدن به آرزو ها ودنیا طلبی خویش به هیچ اصل ومرام واعتقاد وباوری پایبند نیستند و این دور باطل همواره تکرار شدنی است .

اینکه خیلی ها شرایط کشور را تحقق قله ها می دانند چندان مهم نیست مهم آن است که نظر خداوند چیست.

اگر ۵۰ سال سختی وتباهی وویرانی واز دست دادن آرزو ها وارمانها وجان جوانان واوارگی آنها از منظر حداوند مصداق جهاد وصبر وعبودیت وبندگی است. پس ملالی نیست وبر این مژده گر جان فشانم رواست اما آندوه ودرد از آن زمان است که پرده بر افتد ودانیم که هر آنچه مبپنداشتیم سرابی باطل بود ومضحکه وملعبه دست انسان‌هایی شده ایم که تاج عبودیت وبندگی شیطان بر جان وروح آنها نقش بسته است .

آن روز است که هم دنیا را باخته ایم وهم خشنودی خالق را .

خدایا قله های سعادت را پیش از درگیر شدن وافتادن در سیاه چاله های تباهی. برای ما به احسن آلوجه تبیین فرما .

سرگیجه خدایان

آزادی برو اما اگر رفتی جرت میدم.

آزادی بمونی اما اکر موندی جرت میدم.

آزادی بخونی اما اگر خوندی جرت میدم

آزادی نخونی آما اکر نخوندی جرت میدم .

آزادی نفس بکشی اما اگر نفس کشیدی جرت میندازم .

آزادی نفس نکشی اما اگه نفستو قطع کردی نفست ومیکیرم وجرت میدم .

آزادی بخندی بر قصی بنویسی. کلا نماینده واشرف مخلوقات من هستی اما حق هیچ علط کردنی نداری .

آزادی هر غلطی میخوای بکنی. خواستم میبخشم نخواستم جرت میدم .

کلا داستان ما شده با خدایان بازی کردن اونم در زمین شطرنج سرگیجه خدایان .پیشنهاد میکنم. خدایا به اصلاحیه بفرستی .

به شرح ذیل.

دوست داشتم خلقتون کردم. هنگام خلقت نپرسیدم شرعی هستید عرفی هستید اخلاقی هستید یا حرام. کلهم در خلقت برابر. .بعضیاتون رو دوست داشتم امتیاز بدم به شما مربوط نیست حرف اضافی بزنید دهنتون رو جر میدم .. به اوتا گیر بدید به شما گیر میدم ..هر کسی اومد گفت نماینده خدا هستم غیر از این چند تا دوست داشتید آدم حسابش کنید دوست نداشتید بهش محل نگذارید فقط ناسزا وفحش بدید به همدیگه جرتون میدم با احترام .

هرکسی دلش خواست عبادت کنه نخواست آزاده اونی که عبادت کرد دلم خواست پاداش میدم نخواست خسارت ازش نمیکیرم .اما اگه با منطق جامعه خودتون اجنماعاتتون عرفتون در حق هم ظلم کنید اول حالیتون میکنم که این کار رو نکنید بعد اکر تکرار کردید جرتون میدم.

به هیچ کس ربطی نداره که سگ وگاو شتر ومیمون ویا هر چیزی رو می پرستند شما از درامد خودتون درآمدی که از کار وزحمت شما بدست اومده دوست داشتید به هستی کمک کنید. من چیزی نمیخوام اما اگر ظلم کنید وکلاه برداری و..جرتون میدم .

خلاصه کنم زور بگی چه با قمه جه پهپاد جه با موشک جه با ساچمه وشلاق و. میخ وسیخ جرتون میدم. .

عجب جر تو جری شد آما این داستان واقعیت دینی است که از اندیشه هزاران خدای حاکم در زمین وآسمان برای ما شبانه روز دیکته می‌کنند .

اما وفتی این همه تناقض در ابلاغیه های دینی مستتر وعیانه قطعا آدرس رو اشتباهی رفتیم.باید بگردیم دنبال خدای واحدی که از دایره سرگیجه خدایان مصون ومحفوظ باشه شاید آنزمان در باتلاقهای پیش رو در زندگی غوطه ور نشیم ..

تنها راه سعادت

بیشتر مواقع در زندگی آنها به جایی میرسن که تنها راه سعادتشون یا مردن خودشونه ویا اطرافیانشون .زن وبچه وپدر ومادر وخواهر وبرادر و...هم نداره

متاسفانه براز تحقق این راه حل هیچ تدبیری در خلقت توسط خداوند خالق دانای بصیر حکیم وخبیر وقدیر و...اندیشیده نشده. .برای همین تنها مشکل خلقت همینه.

اگر از بودن وزیستن دیگران زندگیت شد جهنم چه غلطی بلید بکنیم. خود خدا هم نمیدونه.

ب.کشی آسفالت خود کشی کتی آسفالتی صبر هم کنی کلا در زندگی وحیات وممات آسفالتی. زندگی خیلی از ما آدمها در این ورطه وگرداب هلاکت وتباهی قرار داره.

برای همین وقتی میگن فلانی مرد حالا بجه وپیر وجوان وزن یا مرد فرقی نمیکنه. ظاهرا میگیم ای وای خدا رحمتش کنه. آنا در دلمون لااقل من میگم خدارو شکر با اوت از دست جمع کثیری راحت طر ویا اطرافیانش از دستورات شدن. .

براستی اذن در مردن از آن جمله موهبتهاییه که حدا حتی به پیامبرانش نداد.

خدا جون اجازه. میشه بریم اون دنیا @؟

بشین بچه صبر کن تا زنگ رو بزنن چشم!؟

وکلاس زنده بودن برای ایفای نقش زندگی همچنان ادامه دارد

حقایق پنهان  یک خواب!

انسان وقتی میخوابه روحش اجازه داره چند مدتی از کالبدش به صورت متصل دور بشه. تقریبا همه دانشمندان وبزرگان علوم خواب هم این امر رو تایید گردند .از بچه هایی که خوابهای شیرینشون رو با اشتیاق تعریف می‌کنند ویا کودکانی که با ترس از خواب می پرند وجیغ میزنند . دنیای خواب آنقدر وسیع وعمیق است که شاید بتوان به جرات گفت علوم مختلفه خواب فقط در اختیار ذات الهی است .دانش. علوم بشری هم ذره مثقالی بیش نیست . واما اصل داستان.

خواب دیدم که با شخصی که نمیدانستم کیست در قبرستانی قدم میزدم. .از او پرسیدم چرا می گویند هیچ انسانی را در قبر دیگری نمی خوابانند. این قبرها که زباد جا داره . نگاهم کرد وگفت . کالبد وجسم شما همچنان در دنیا در قبر نیز در کنار یکدیگر قابل همنشینی است اما روح انسانها هرگز . هر روح جایگاهی دارد متفاوت ومتنایز از دیگری همنشینی ارواح منوط به اذن خداوند ورضایت وجودی آن روح است .. از این بابت است که هرگز انسان‌هایی که دارای جایگاه‌های متفاوت هستند حتی در همنشینی دنیایی وجایگذاری در قبر های هم جوار هر گز با یکدیگر در ارتباط نخواهند بود . اذن همجواری ارواح با خدا و تحقق ان با رضایت ارواح است.

(از این بابت خوشحال ویا محزون نباشیم که در هنگامه مرگ قبر ما در جوار پیامبر باشد ویا گودالی در ویرانه ای پنهان)

واما همنشینی ارواح اموات منوط به اذن خداوند و رضایت ارواح است . اگر روح هر انسانی قبل از موت قصد هم نشینی با ارواح احدی را داشته باشد این امر میسر نمی‌شود الا با تحقق دو شرط مذکور .

(ضرب المثل هیچ کس را در قبر دیگری نمی خوابانند خود موید این امر است که هر روح وزر ووبال وبارهای سنگین وسبکی بر ذمه خویش دارد که تا مطمئن از جایگاه میزبان نباشد هر گز بدان رضایت نخواهد داد .)

در خواب با او همراه شدم .به قبری رسیدیم. نوشته ای داشت به غایت زیبا از او پرسیدم کیست. گفت انسانی که در زمانه خویش مطرود ومذموم ومخلوع و. خلق بود واز او به نیکی یاد نمی‌شد اما اودر نزد خداوند ابرو داشت . به او گفتم آیا می‌توانم با او قرین شوم گفت اوپذیرای تو نیست .

به راه ادامه دادیم. به قبری رسیدیم که چندان حالت شایسته ای نداشت. از او پرسیدم او کیست گفت او انسانی بود که در دنیا متعالی تر از خویش برایش متصور نبود . گفتم به او نیز نمی‌توانم متصل شوم گفت .بهتر است شدت وزر ووبال او را اندکی حس رویت نمایی هنوز پرده اول کنار نرفته بود که وحشت زده گفتم هرگز. .

براه افتادیم قبرها در عالم خواب به هزاران رنگ زشت وزیبا اغشته شده بودند ...

صبح از خواب بیدار شدم بیاد آوردم که در قبر ستان قدم میزدم ..نه آن قبور برایم آشنا بودند ونه آن مرد .

.فقط از خواب خویش دریافتم که ما همنشینان دنیایی در ذات خویش وزر ووبالی را بر ذمه روح خویش روانه دنیای دیگر خواهیم نمود که در پرتو آن گاه حتی عزیزانمان در سرای دیگر ما را تحمل نخواهند نمود وپذیرا نخواهند شد .

و نه همین لباس زیباست نشان انسانیت ..

خدا یا در این دنیا مرا دلخوش به کثرت انسان‌هایی که مرا تکریم وتنظیم می‌کنند مگردان الا آنان که روح پاکشان می‌تواند در سرای دیگر پذیرای روح غبار گرفته من باشد .

وچه ساده انگارانه وجاهلانه است که بپنداریم آنان که بر اریکه های قدرت وثروت ومکنت در دنیا تکیه زده اند واز برایشان فوج فوج سرسپرده و حاضر به التزام وجود دارد قطعا وحقیقتا ایشان در سرای باز پسبن نیز بر این جایگاه تکیه خواهند زد .

خدایا غیر از اولیا الهی ومعصومین چشم بسته حاضر نیستم که کالبد وروح مرا در قبر هیچ انسانی هر چند در منتهای عزت دنیایی با ملازمان فراوان قرار دهی ..

آنچه که من از خواب دریافتم آن است که .

هر آنچه گریبانگیر ما خواهد شد نتیجه جهل وگمراهی ودنیا پرستی وسریپردگی ما به نفس و همنوعانی است که ظاهرشان ما را از حقایق باطنشان غافل می گرداند . آن روز دیر نیست شاید همین فردا ..

دوست دارم چه کسی باشم!؟

  1. ساعتها روبروی آیینه نشستم میگن چون عیب تو بنمود راست خود شکن آیینه شکستن خطاست. من وایینه بی‌صدا وبا نگاه با هم هزاران مصداق مثنوی هم کلام شدیم ودر هر هزار مرتبه آیینه بود که حقیقت را میگفت گاه شیرین گاه ملایم ولطیف وگاه تلخ وگاه بدتر از زقوم . براستی آیینه چگونه ذاتی دارد حتی از معصوم ترین ومقدس ترین ومهربان ترین مخلوقات هستی نیز با ما صادق تر ومهربان تر است. دروغ وریا ومصلحت اندیشی ومنفعت طلبی وآرزوی ماندگار در ذاتش نیست وهمیشه جان بر کف است تا اگر از او دلگیر شدید متنفر شدید جانش را فدایتان نماید واگر او را پسندیدند چهره اش را در اختیار دست‌هایتان میگذارد که او را نوازش کنید .
  2. به اینه گفتم دوست دارم انسانی باشم گمنام وبی نام ونشان در زمانه ودنیای خویش .آنچنان گمنام در هنگامه ورود به عرصه محشر فرشتگان خدا یکصدا فریاد بردارند که او کیست آنقدر بی نام ونشان است که نمی توانیم او را قضاوت کنیم پیش داوری کنیم آنچنان که در نامه اعمال من نوشته شده باشد .
  3. او در دنیا آرزو داشت گمنام باشد بی نان ونشان .
  4. نه رهبر باشد نه مجتهد نه واعظ باشد نه روحانی نه امام جماعت مسجد باشد نه امام جماعت نماز جمعه نه نماینده ولایت فقیه زمانه اش باشد نه در مقام نمایندگان مجلس وخبرگان رهبری ومجمع تشخیص مصلحت نظام نه سپاهی باشد ونه بسبجی نه سرباز گمنام اطلاقش نمایند ونه نمایندگان جهاد تبیین نه مداح باشد ونه پامنبری نه از ارثیه جدش ارتزاق نماید ونه تکیه بر کرسی بنیاد پدرش نهد نه با پول انسانها بدون کار وتلاش ردای جهاد بپوشد ونه ادعای عبودیت وبندگی نماید نه از خون فرزندش ارتزاق نماید ونه با نام حدا دنیا را مصادره نماید نه اسلام را تکفیر نماید ونه ادبان دیکر را. نه انسانیت را زیر. پا گذارد ونه لباسهای ریاکارانه بندگی را یکی پس از دیگری بر تن نماید. ویا از آن طرف بوم افتاده ولا قید وبی تعهد هیچ ترتیبی وآدابی میجویم وهر آنچه دل تنگ ونفس ویرانگر طلب نماید به انجام رسانم ای ایینه مرا آن رهنمود کن که در گمنامی زندگی کنم در گمنامی بمیرم ودر گمنامی در منتهای ارادت به هستی وخالق آن در عرصه ای پای گذارم که بتوانم نظر رحیمانه الهی را در منتهای خسران مبین خویش به خویشتن معطوف نمایم.
  5. یا رب آنان که در کسوتهای دنیایی ومنافع وبهره مندی از تکریم ها جایگاه انسانی همنوعان خویش را زیر پا میگذارند را هدایت فرما تا بیش از این زمینه ساز خسرانهای مبین در روح وجان وجسم ما نباشند
  6. دوست دارم در گمنامی تو را زمزمه کنم در خفا در منتهای ظلمت وسباهی وناریکی که بر هستی فائق امده است. یکی در جابلقا تو را زیر منافع خویش مدفون می نماید ودیگری در جابلسا ذات ربوبی را تکفیر می نماید . با همه این انحراف‌ها من آن اندیشه ای که انسانیت وهویت حقیقی آن را تقدیس می نماید خالصانه تکریم می نمایم .
  7. . ومپنداریم که جایگاه ما در دنیا وکثرت همراهان ما در گذر از این آزمون الهی کفایت می نماید که اگر اندکی از آنجه بر ما پوشیده است بر جان ما هویدا گردد .
  8. هرگز ذات الهی را در جایگاه پیر وی از مدعیان زمینی تقدیس وتسبیح گوی نخواهیم بود . ودر خواهیم یافت که شیطان است از زبان واندیشه ورفتار وکردار ایشان با ما سخن می گوید .
  9. گمنامی آرزوی من است

دین مطهر !

پسری از پدرش پرسید دین مطهر چیست .پدر گفت وقتی نوزاد بودی برخلاف دیگر نوزادان ووالدینشان در گوش تو نه از خدا گفتم ونه از فرستادگانش..در دوران تحصیل بارها به تو گفتم آنچه را در کتب درسی به تو آموزش می‌دهند فقط برای نمره وقبول بیاموز .این دروس تحمیلی واجباری است .حال که بزرگ شدی به تو می‌گویم. برای اینکه در باب دین به نتیجه متقنی برسی اول باید در باب وجود خدا به نتیجه مشخصی برسی .اگر خدا رو پذیرفتی قطعا در باب ادیان الهی وفرستادگانش نیز به معر فت وشناخت خواهی رسید . فرض کنیم خدایی نیست در فرایند تکاملی پدیدار شدن هستی بخصوص انسان!شایسته است که در باب شناخت مقام های متعالی انسانی گام برداری تا انسان مفید وموثر وسعادتمند وفرهیخته ای باشی .. واما اگر به وجود خداوند باور داشتی ووجود ذات الهی را با جان ودل پذیرفتی بدیهی است پس از آن می بایست در باب ارسال رسل وفرستادگان الهی به نتایج قابل پذیرش دست یابی ..وپس از آن فی مابین فرستادگان الهی ارجح ترین والاترین آن را پذیرا باشی .قطعا رسیدن به این جایگاه آنقدر سخت ودست نایافتنی است که کمتر انسانی در این مسیر گام بر می‌دارد. پس بهترین راه عدم نفی آرا ونظرات وپذیرش همه اندیشه ها ورعایت حدود وثغوری است که از باریک‌ترین خطوط قرمز هم گذر ننمایی . واما در باب دین نکته ای اساسی می بایست تابلو راهنمای مسیر پژوهش تو باشد .دینی که وجود خود وپیروانش از جیب مردم وبیت المال ارتزاق می نماید بشدت دارای انحراف از حقیقت است . دین وعبادی که رهایی بقا وتعیین وترویج وتبلیغ از تلاش ومنابع خود ارتزاق ننماید ووابسته به منابع بیت المال یا همان بودجه دولت‌ها باشد اساسا دین انحرافی وپیر وانش گمراهان فرصت طلب و منفعت اندیش هستند .اساسا دین می بایست مثل چشمه ای خود جوش پاک ومطهر باشد واز درون خویش بجوشد..

بیاد داشته باش هر جا کاسه ماستی بریزد ویا بشکند. جهان گردد به کام کاسه لیسان .

حال خود برو وبیاندیش. که آیا خدایی هست. رسولی هست دینی هست . فقط آبشخور زندگی خود را از چشمه هایی که از خون هایی مردم ارتزاق می نماید قرار مده که دنیا بیش از پیش ترا فریفته خود خواهد کرد به گونه ای که حلاوت آن در لباس مشروعیتش ترا اسیر خواهد نمود. بسان اسیری در بند که لگام بر زبانت زده وچشمانت را از دیدن حقیقت های هستی محروم خواهد ساخت.

ونهایت زندگی نسلیم است به خدا باوری وبا نفی خدا وبدان که هیچکدام ترا سعادتمند نخواهد نمود الا انکه در کسوت انسانی. انسان گونه بیاندیشیم انسان گونه زندگی کتی انسان گونه سخن بگوئی انسان گونه رفتار کنی وانسان گونه بمیری .

شاید به لطفا خداوند ویا کارما وبا انرژیهای مثبت. در زندگی دگر باره انسان متولد شده وجاودانه در کسوت وهیات انسان واقعی وحقیقی زندگی نمایی.

ازمونهای قدیم خدا  وازمونهای دنیای ما!

میگن هر پیامبری یه معجزه وخارق عاداتی رو حهت اثبات حقانیتش ارائه می‌کرده. مثل کشتی حضرت نوح که در زمان ومکان خودش بی بدیل بوده یا مثلا عصای حضرت موسی کلیم ا.. ویا حتی در شکم ماهی رفتن یونس نبی ا.. ویا ناقه صالح پیامبر ویا معجزات حضرت مسیح وووو نهایتا قرآن پیامبر اسلام. اما باور کنید در زمانه ما آزمونهای الهی آنچنان متحول ودگرگون شده که قابل قیاس با آزمونهای قدیم نیست ودر پرتو رشد علوم وتکنولوژی بخصوص علوم انفورماتیک وهوش مصنوعی. کلا آزمونهای زمانهای قدیم مثل پشمک یزدی سهل وشیرینه!؟

باور ندارید مصداقی بگم. .

یه قومی بوده که پیامبرش حضرت لوط بوده. کیفر خدا چی بود ...بماند. .الان در دنیای ما رسما واشکارا وپس از بر گزاری مراسم جشن همجنس گرایان با هم ازدواج می‌کنند .اینستا ویوتیوپ وتلگران ورسانه های مجازی وتصویری همه وهمه ازادانه تبلیغ می‌کنند.. خب این آزمون سخت نیست. چه باید کرد تشویق ویا سکوت ویا تاسف ویا تنبیه. پیامبری هم نیست که بگه چه غلطی باید مؤمنین انجام بدهند.

ویا انواع واقسام تبلیغ های مربوط به روابط سگانه جنسی وترویج آن موسوم به ترسام .دو تا مرد با یک زن ویا دو تا زن با یک مرد . خب خدایا این چه جور آزمایشی. باز داستان خر وگل .

یه زمانی در قدیم فحشا کاملا مستور بود ومذموم الان در دنیای ما براحتی با تصاویر مورد نظرشون مشغول فعالیت وتبلیغ وترویج هستند.

داستانهای این باشه ویا نباشه کنسله خود مثنوی غیر قابل درکی است که خود نشان از تفاوت‌ها ماهوی آزمونهای قدیم وجدید داره .

حالا آزمونهای روتین کم فروش وگران فروشی وکلاه برداری وتجاوز وقتل وغارت ودروغ وتهمت و....بی دینی وبی حجابی و اهانت به مقدسات وفحشا و...خود که دیگه قابل ذکر نیست .

حالا با این سرعت رشد معاصی وگناهان ویا آزمونهای الهی ویا رفتار های فرهنگی وبا ابتذال وووو هرچه که نامیده شود. آیا بنظرتون انتظار اینکه پیروان ومدعیان ادیان همچنان در مسیر الهی ثابت قدم وپارسا ومتقی باشن امری منطقیه @! جوابش با یکا یک انسانها والبته خداوند ..

دنیای سیاه ما دنیاییه که توسط شیاطین وجنودش بسادگی تسخیر شده. هریک از انسانها را بگونه ای می فریبد یکی را با کلاه وسال یکی را با باسن وسینه یکی را با نوشتن سوال کردن یکی را با پرده دری و یکی را ..هیچکدام از کید شیطان در امان تیستیم. وهمه ما در سیاه چاله های تباهی اسیر شده اگر لطف حدا نباشد حتی یکی سر بسلامت از این تاریکی ها وسیاهی ها بدر نخواهیم برد .

واسفناک تر از این فرایند تباهی وگمراهی آن است که انتهای مسیر تعبد وبندگی ولباس تعبد وتقوای ما بدانجا رسد که با اربابان شیطان صفت خویش محشور شده و در دام های بلا افتیم .

خدایا پناه بر تو از این دنیای ما وازمونهای بنیان بر اندازش .

ازدواج نکبتی ماندگار !

عزیزی میگفت

میگن پیامبر فرمود النکاح سنتی ....

ای کاش الان زنده بود ومستقیما در مقابلش می ایستادم و بهش میگفتم برای شما وامثال شما النکاح نعمتی ورحمتی وسنتی. برای امثال ما النکاح نکبتی ولعنتی و ..

۳۲ سال است خون جگر خوردن در ازدواج بخاطر تولد دو تا بچه که اگر جدا بشم تکلیف این دو تا چی میشه

هرروز صبح که میشه میگم غلط کردم شب که میشه میگم خدایا کی میشه بمیرم راحت شم هر ثانیه خون دل .مشکلات پیش رو در جوانی ابرو بود وغیرت وانسانیت وترس از مهریه. .

بچه ها که واقعا ناخواسته متولد شدن دیگه وحشت از آینده بچه ها ومهریه وابرو شد دستاویز این زن ناخواسته وتا حالا سوختن وساختن وآرزوی مرگ هم شده ورد زبانم اما مگه آدم بسادگی میمیره.

ترس از آخرت وخودکشی مانع از این امر شده است

جان کلام ازدواج یعنی نکبت یعنی اسارت بعنی حقارت یعنی ذره ذره مثل شمع آب شدن

با اینکه با باورهای اعتقادی من در تضاد هست اما ازدواج بدون مهریه رو تایید میکنم رابطه بر مبنای ازدواج آریایی رو هم تایید میکنم. فقط همزمان داشتن روابط رو تایید نمیکنم . داشتن روابط همزمان رو فحشا میدونم ومتاهل بودن ودوست پنهانی داشتن رو بی حیایی وفحشا میدونم .

خلاصه اونقدر برخی از زنهای زمانه ما بد دهن وزباده خواه ودنیا پرست ومدعی شده اند که دیگه دلدادگی وعشق وزندگی مشترک مصداق حماقت محض.

جان کلام خدایا اگه لطف کنی ومن زودتر بمیرم میلیونها برابر بیشتر از الان دوستت دارم. .همسرم ناخواسته وتحمیلی هم که اصلا بمیر نیست نگه داشتی آیینه دق وعذاب من .

البته از حماقت کجهل وازدواج سنتی وبیشعوری خودم بود بذریه که کاشتم وثمره وتبعات متعفنش رو تحمل میکنم اما اگر دوست داری وحکمت ورحمت تست مداخله کن. الساعه الساعه. العجل العجل. آدر کنی.

کشور  جزایر سامانه ها@؟

همه جای وقتی رایانه وسپس اینترنت وشبکه ها ایجاد شد آنچنان سرعت وفرایند اجرای امور تسهیل شد که همین امر زمینه ساز رفاه آرامش وبهبود شرایط زندگی و...و نهایتا رشد وتوسعه انها شد .اما در ایران واپسگرایی منگول عقب افتاده ما با استارت آپ های کذایی وسیستم های مکانیزه جزیره ای بخش‌های مختلف دولتی واجرایی کشور نهایتا رسیدیم به جایگاه چکنم چکنم وغلط کردم و ادامه ماجرا..

در ایران منگول ما با مدعیان انفور ماتیک د. رده جهانی طراحان ومجریان وتصمیم سازان آنقدر عقب افتاده هستند که آدم از ایرانی بودن وتولید در ایران وزندگی در این زمانه ونظام احساس بی ارزشی میکنه. چند نمونه بگم .

وقتی یه دانشجوی پسر در دانشگاه ثبت نام میکنه یعنی چی ..یعنی اداره وظیفه عمومی ایشان حداقل تا چند سال سرباز نخواهد شد الا به ترک تحصیل وانصراف پس مکاتبات در این زمینه جاهلانه است وسیستم می بایست لینک ها واطلاعات مربوطه فی مابین آموزش عالی ونظام وظیفه مبادله شود .

سازمان تامین اجتماعی برای تامین اعتبار بینه ای دانشجویان پسر ثبت نام ماهیانه شرط لازم وکافی است مگر اینکه انصراف بدهد یا بمیرد ویا مهاجرت کند پس رایانه می‌تواند گره گشا باشد .

سازمان تامین اجتماعی. هنگامی که دختری ازدواج می نماید با لینک بین سازمان ثبت احوال وثبت اسناد ودفتر ازدواج میت آن از تاهل ایشان اطلاع حاصل نمود

هنگامی که هر فردی به پزشک مراجعه می نماید علاوه بر داروخانه ها سازمان های بینه کر تکمیلی تیز می بایست از ه،ینه کرد بیماران به طور سیستمی مطلع شوند .

بریم بازار طلافروشها به محض معامله اطلاعات مبادله نشمول مالیات در سازمان مالیاتی ثبت ود .اطلاعات فدوشگاهها بینارستانها وگمرکات بانک‌ها والی ماشاا..

اساسا ایران سرزمین سامانه های نا کارآمد جزیره ای است یا همان کشورجزایر سامانه هایی که فقط بودجه رو می بلعند واساسا ارزشی ندارند .